العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

147

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

دارد [ و از اين‌رو قياس آن دو با هم مع الفارق است ] : 1 - اين‌كه جراحت زيان [ براى شخص مجروح ] است درحالىكه مكلّف ساختن شخص [ كه به معناى جعل پاره‌اى واجبات و محرمات است ، به خودى خود ] ضرر و زيانى [ براى مكلّف نيست . يعنى شخص با صرف مكلّف شدن چيزى را از دست نمىدهد . ] سختى و مشقت تنها در كارهايى است كه تكليف آن‌ها را در برمىگيرد ، [ مثلا روزه گرفتن يا جهاد رفتن ممكن است زيانى براى شخص به همراه داشته باشد ، اما اينها غير از تكليف به روزه و جهاد است . ] 2 - مجروح ساختن و مداوا كردن ، زيان رساندن به شخص است بىآنكه قصد و غرضى ، جز رها شدن از آن زيان ، در آن نهفته باشد ، بر خلاف تكليف ، [ كه شخص را در معرض خير كثيرى قرار مىدهد كه بدون تكليف امكان دست‌يابى به آن براى او نيست . ] پاسخ اشكال دوم : معتبر بودن رضايت طرفين در معاوضه‌ها از آن‌روست كه غرض‌هاى مردم در معامله ، از نظر جنس و وصف ، مختلف است ، ولى اگر معاوضه‌اى در كار نباشد و منفعتى كه شخص [ در ازاى كارش ] دريافت مىكند به حدّى برسد كه مطلوب غايى و نهايى عقلا باشد ، [ يعنى سعادت ابدى ] ، ديگر عقلا در برگزيدن سختى [ تكاليف ] براى رسيدن به آن منفعت عظيم ، متفق خواهند بود ، تا آنجا كه كسى را كه از اين انتخاب سرباز زند ، سفيه مىخوانند . پاسخ اشكال سوم : سپاس‌گزارى [ از ولى نعمت ] مشروط به سختى [ و به مشقت افتادن شكرگزار ] نيست . و خداى متعال مىتواند صفت مشقت را از چنين كارهايى [ - شكرگزارى ] بردارد ، [ و شكرى را بخواهد كه به سهولت انجام مىپذيرد . ] پس اگر تكليف كردن [ بندگان به كارهايى كه انجام آن ، دشوار است ] به قصد شكر باشد ، نسبت به صفت مشقت عبث لازم مىآيد ، [ چون اين ويژگى هيچ فايده‌اى را دربر ندارد . ] و نيز اگر ولى نعمت از شخص بخواهد براى شكرگزارى ،